این بی تعادلی نگران کننده . . .  

خیلی وقت است که دیدن عکس های آموزشکده ها و فضاهای دانشگاهی  و آموزشی و  . .  نگرانم می کند. یک جمعیت انبوده از دختران و یکی دوتا پسر که آن پشت و پسله ها جایی یک گوشه خزیده اند.مثل کلاس های ارشد با 19 نفر خانوم و 3 تا آقا برگزار می شود. . . . نگران کننده است که زنان در حال مرتفع شدن و بال گستردن و توانمند شدن هر روز بیشتز از دیروز هستند و در مقابل مردانی هستند که از اخرین دستاورد هایشان می شود به مردانه کردن اسنپ رسید. وقتی "اسنپ رز" که طرحی آ

ادامه مطلب  

رانندگی  

با سرعت بالاتر از مجاز توی بلوار می رفتم.سرعت مجاز 80 بود.نمی دونم دوربیناش فعالن یا نه.امیدوارم نتیجه ی یه بار اسنپ نگرفتنم خیر باشه!*چرا یه ذره هم به رانندگی علاقه ندارم؟*امشب خواهرم میاد خونم و من دست تنها کلی تدارک دیدم.میام و نظراتتون رو تایید میکنم.

ادامه مطلب  

رانندگی  

با سرعت بالاتر از مجاز توی بلوار می رفتم.سرعت مجاز 80 بود.نمی دونم دوربیناش فعالن یا نه.امیدوارم نتیجه ی یه بار اسنپ نگرفتنم خیر باشه!*چرا یه ذره هم به رانندگی علاقه ندارم؟*امشب خواهرم میاد خونم و من دست تنها کلی تدارک دیدم.میام و نظراتتون رو تایید میکنم.

ادامه مطلب  

" خوشبختی همین نزدیکی هاست"  

گاهی یه چیزایی باعث میشه فکر کنی " کارت درست بود" یعنی یه لایک گنده به خودت بدی و دلت خوش باشه به اینکه راهی که رفتی ، قسمت سخت و مهمش رو درست طی کردی . منظورم به رابطه ی خوب من و مهردخته . درست مثل زن و شوهر ها که اگه بگن ما هییییچ مشکلی نداریم و هیییچوقت نه اختلاف نظری داریم نه بحثمون میشه ، نه کسی باور میکنه نه اصلا چیز خوشایندیه ( چون در هر حالتی بالاخره دوتا آدم متفاوت با هم اختلاف هایی دارند و درستش اینه که مهارت گفتگو و حل و فصل اختلا

ادامه مطلب  

معنای دقیق استارتاپ چیست ؟  

معنای دقیق استارتاپ چیست ؟تعریف استارتاپ به گفته Neil Blumenthal :" استارتاپ یعنی اینکه ، یک شرکت یا کمپانی برای حل یک مشکل تلاش کند ، زمانی که راه حل مشخص و همچنین موفقیت تضمین شده نیست. "مفهوم عامیانه تر این است که شما برنامه یا طراحی سایت انجام دهید و برای حل مسئله ای که باعث آزار شما و مردم میشود تلاش کنید.دقیقا مانند کاری که اسنپ انجام می دهد ، برای حل مشکل پیدا نشدن تاکسی و همچنان رفتار نه چندان مناسب راننده و هزاران مشکل دیگر !که بسیار بسی

ادامه مطلب  

معنای دقیق استارتاپ چیست ؟  

معنای دقیق استارتاپ چیست ؟تعریف استارتاپ به گفته Neil Blumenthal :" استارتاپ یعنی اینکه ، یک شرکت یا کمپانی برای حل یک مشکل تلاش کند ، زمانی که راه حل مشخص و همچنین موفقیت تضمین شده نیست. "مفهوم عامیانه تر این است که شما برنامه یا طراحی سایت انجام دهید و برای حل مسئله ای که باعث آزار شما و مردم میشود تلاش کنید.دقیقا مانند کاری که اسنپ انجام می دهد ، برای حل مشکل پیدا نشدن تاکسی و همچنان رفتار نه چندان مناسب راننده و هزاران مشکل دیگر !که بسیار بسی

ادامه مطلب  

معنای دقیق استارتاپ چیست ؟  

معنای دقیق استارتاپ چیست ؟تعریف استارتاپ به گفته Neil Blumenthal :" استارتاپ یعنی اینکه ، یک شرکت یا کمپانی برای حل یک مشکل تلاش کند ، زمانی که راه حل مشخص و همچنین موفقیت تضمین شده نیست. "مفهوم عامیانه تر این است که شما برنامه یا طراحی سایت انجام دهید و برای حل مسئله ای که باعث آزار شما و مردم میشود تلاش کنید.دقیقا مانند کاری که اسنپ انجام می دهد ، برای حل مشکل پیدا نشدن تاکسی و همچنان رفتار نه چندان مناسب راننده و هزاران مشکل دیگر !که بسیار بسی

ادامه مطلب  

روزهای معمولی بهاری  

سلام شنبه تون پر از انژی و شادپنجشنبه صبح زود خودم را رسوندم کلینیک دندانپزشکیوای ... بنر نصب کرده بودن و جابجا شده بودنمنم بدون ماشین رفتم ... چون اصلا اونجا جای پارک نیستاین شد که سریع اسنپ گرفتم و خودم را رسوندم محل جدید کلینیکوای.... فقط تا ساعت 8 نوبت برای معاینه دندان میدادن و من دیر رسیده بودمهرچی باهاشون صحبت کردم قبول نکردن... گفتن نهایت میتونم تا ساعت 11 بشینیم اگه وقت کردن ...نشستم روی صندلی های انتظار یه خانم مسن خیلی خوشرو کنارم بودشرو

ادامه مطلب  

خواهرانه  

چقدر این روزا دلم میخواد زنگ بزنم به خواهر ازش بخوام بدون اینکه به کسی حرفی بزنه بیاد خونم،با دو تا لیوان نسکافه پشت میز بشینیم و بزرگترین راز این روزهام رو بهش بگم، و از شما چه پنهون دو قطره اشک تمساح هم بریزم که دلش بیشتر برای خواهر کوچولوش غش بره، بعدش دیگه میتونم شبا راحتتر بخوابم چون محرم اسرارم رازم رو میدونه و مثل همیشه بزرگترین حامی روزای سختم میشه ...دلم میخواد براش از او بگم، عکسهامونو نشونش بدم و خواهر چشماش برق بزنه از این همه شخص

ادامه مطلب  

.  

چهارشنبه عصر قرار بود پدر بیاید با هم حرف بزنیم اما ساعت 3 عصر بود که زنگ زد که بیا منزل ما ، یه همفکری بکنیم مادر را بستری کنیم. با چند نفر مشورت کردم و تصمیم گرفتیم اول سی تی اسکن کنیم. یک نفر هم در محیط کار پیدا کردم که متاسفانه مادرشان همچون مادر من به سرطان پانکراس مبتلا شده بود. چند نفر را به من معرفی کرد و گفت با چند پزشک دیگر مشورت کن و آدرس و شماره تلفن آنها را به من داد. برای پنجشنبه صبح وقت گرفتم از پزشک فوق تخصص دیگر ...پنجشنبه وقت سی تی ا

ادامه مطلب  

روز جمعه ، روز مطالعه +پی نوشت  

الان ساعت 9 صبح هست ،،، گوشیمو برای ساعت 8 کوک کرده بودم ،،، دیگه تا از تختم کنده شدم ، ساعت 8:15 بود ،،،مسواکمو زدم (من کلا از اول عادت داشتم که صبح ها قبل صبحانه خوردن ، مسواک بزنم) ،،، خود پروسه ی مسواک زدنم ، یه ده دقیقه ای وقت میبره ،،، کلا با وسواس خاصی مسواک میزنم ،،،کتری روی اجاقه ،،، منتظرم آبش بجوشه تا چای درست کنم ،،،باید دیگه امروز مقاله رو تموم کنم و بعد برم دوباره سرچ کنم در مورد مسیر اثر یه دارو،،،، والا اینو باید هفته پیش سرچ میکردم

ادامه مطلب  

بدآموزی  

امروز یه کم بدآموزی دارم  حالا
میگم
داستان از این قراره که بنده یه
روز صبح که داشتم با اسنپ میومدم سر کار، یه آهنگ شنیدم که بسی خوشم اومد. رو
ماشین ساب بسته بود راننده و با کیفیت عالی پخش می شد آهنگ. خلاصه خیلی تحت تاثیر
قرار گرفتم.یه کم دپ هم بود و می چسبید. اپ شَزَم رو باز کردم و گفت آهنگه اسمش کجا
باید برم از روزبه بمانیه. دانلود نکردم و کلا دیگه یادم رفت تا دیشب که رفته
بودم دکتر و بعدش رفتم یه سر پاساژ گردی، دوتا از مغازه ها این آهنگ رو گذاش

ادامه مطلب  

هفته خستگونگی!  

دوشنبه عصر زودتر از شرکت رفتم
بیرون و رفتم خونه مامانینا. یه چرت کوتاه زدم تا تیلدا و بتا بیدار بشن. بعد دور
هم نشستیم و حرف زدیم و با تیلدا بازی کردم و رفتم حمام. بابا اومد و شام خوردیم و
آنام دیدیم و بتاینا رفتن خونشون و من یه کم با بابا حرفیدم راجع به خرید خونه و
این حرفا. ساعت 12 شب هم خوابیدم. کلی دلتنگ سیگما بودم.
سه شنبه 6:15 بیدار شدم و با گیلی
رفتم یوگا. خیلی خوب بود کلاس. بعدش رفتم شرکت و کار. عصری میخواستم برنامه بیرون
رفتم بریزم که دیدم سیگ

ادامه مطلب  

پنچری - دوره دوستانه - آخر هفته خونه مامان  

دوشنبه
حدود 20 دقیقه ای پیاده روی کردم تا خونه. سر راه کلی هم خرید کردم. قرص
وکس خریدم تا واسه اولین بار خودم صورتم رو وکس بندازم. تا رسیدم خونه از
ذوقم وکس انداختم. تو یه ظرف پلاستیکی ریختم و گذاشتم تو ماکروفر. ترسیدم
زیاد داغ شه. همون یه ذره که نرم شد زدم. خوب بود ولی کلی هدر رفت و کم
اومد. حالا باز امروز باید بگیرم بقیشو تست کنم. بعدش زنگیدم به مامان و
کلی حرف زدیم. یه موقعیت نسبتا خوبی سر راهمونه، اگه بشه شکارش کنیم خوبه!
از جملات فلانی بود


ادامه مطلب  

بقیه تعطیلات  

چقدر دیر اومدم. الان 10-11 روز پیش رو چجوری تعریف کنم خب؟
خخخ
خب 4شنبه 8 فروردین، قرار بود سیگما دیر بیاد خونه و من هی
به دوستام پی ام میدادم که میاین بریم پارکی جایی و کسی نیومد، این بود که رفتم
خونه و خیلی زود رسیدم و فکر کنم که خوابیدم. بعدش نشستم به دیدن فیلم هیدن فیگرز.
پیشنهاد میدم ببینید حتما. خیلی قشنگ بود. نصفش رو دیدم که سیگما اومد و با هم شام
خوردیم و پایتخت 5 دیدیم و بعدش نشستیم به دیدن فیلم اینتراستلار. یه کمش رو دیدیم
و بعد خوابمون گرفت

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1